قانون تناقض ام القضایا


قانون تناقض ام القضایا



سنگ بزرگ !سفسطه يا فلسفه؟
اجازه بدهيد چند سوال را ابتدا مطرح كنم
1- آيا خدا مي تواند سنگي را بيافريند كه نتواند آن را بلند كند؟
2- آيا خدا مي تواند فيل را از سوراخ يك سوزن رد كند بدون انكه نه سوراخ را بزرگ كند و نه فيل را كوچك؟
3 آيا خدا مي تواند كره اي بسته را بيافريند و گويي را درون آن برنامه دهد و بدون آنكه سوراخي در كره بوجود آورد گوي را از آن بيرئن بياورد؟
4- آيا خدا مي تواند ورقه اي را بيافريند كه فقط يك سطح داشته باشد؟
و....
بسياري سعي كردند اين سوالات را جواب قانع كننده اي بدهند! اما بواقع به اشتباه رفتند شايد چون نمي توانستند اين سوالات را درك كنند و يا نمي توانستند آن را به ديگران بفهمانند مثلا يكي از تلاشهاي مذهبيون براي پاسخ به اين سوال اين بود كه جواب بدهند اين سوالات جمع نقيضين است! و جمع نقيضين محال ممكن است و توانايي خدا بر محال برنامه نمي گيرد!
اما فقط سوال 3 و 4 را به يك دانشجوي تحصيلات تكميلي رياضي بدهيد تا برايتان ثابت كند كه اين سوالات نه تنها محال نيست بلكه ممكن است و حتي يك رياضيدان مي تواند آن را انجام بدهد!
من سعي مي كنم در اين تاپيك جوابي ساده و قابل فهم( هر چند كه فهم آن براي بسياري حتي آنانكه رياضي خوانده اند مشكل است)بدهم
تذكر« اگر در فهم و استدلال رياضي مشكل داريد مشكل شماست نه رياضي!
براي كساني كه دنبال منبع هستند كتاب هندسه منيفلد را در سطح پيشرفته توصيه مي كنم



خدا و علم بشر

1:

حتی اگر خدا بتواند تمام این کارها را اجرا کند، باز سوال دیگری پرسیده خواهد شد : «آیا خداوند می تواند معمایی (به جای واژه ی معما هر موضوعی برنامه دهید) بیافریند که خود از حل اون عاجز باشد ؟


دوست عزیز، من حس می کنم شما سعی در جواب به سفسطه ها دارید.


عدالت خداوند در گرایشات ذاتی انسان ؟!!
.


فلسفه سیاسی , تفاوتها و تناقضها
.


سفر به رویا!
شاید عنوان سوال خود را واضح تر طرح نکرده باشید !؟


در هر حال پیشنهاد حقیر، حذف دو کلمه ی اول می باشد (یعنی : حذف «سنگ بزرگ!» و تبدیل اون تنها به پرسش « سفسطه یا فلسفه؟» ).
به این ترتیب سوال فلسفی بسیار جالبی مطرح خواهد شد و بدون تردید تا دوره ی سوفسطاییان (پیدایش سفسطه و تاثیر اون بر فلسفه و .


مبانی نظری شهریاران فیلسوف و حلقه های تئوریک آن
.


برساختهای فروید و ادیپ ؛ دریچه ای به دنیای آگاه انسانها
.) نیز کشیده خواهد شد.

با عرض پوزش از اظهار نظر بیجا !



جستجو و افلاطون

2:

درست هست شايد بهتر بود سوالات را بر گستره بي شماري از معماها مي گذاردم! يعني پيدا كردن جواب سوالات بسياري كه شبيه اين سوالات بود!
اما انتخاب كردن اسم سنگ بزرگ بدليل آشنايي زياد كاربران با اين سوال بود


تفاوت وجود و ماهیت

3:

مرز بین فلسفه و سفسطه بسیار باریک هست که باید انرژی زیادی بگذاریم تا این دو رو از هم تمیز دهیم.


4:

به سوال اصلي برگرديم يعني همان سنگ بزرگ!
آيا خدا مي تواند سنگي را بيافريند كه خود نتواند اون را بلند كند!
خوب اجازه بدهيد ببينيم چرا چنين سوالاتي در ذهن بشر بوجود آمد
شايد ابتدا فكر كنيد كه اين سوالات توسط كساني بوجود آمدند كه مي خواستند دليل بر رد برهان وجود خدا بياورند و يا توانايي خدا را زير سوال ببرند اما به نظر من اين اشتباه هست
اينگونه سوالات كه تا وقت متمادي بين امت رايج بود قبل از اينكه بحث وجود خدا در بين باشد يك سوال علمي و نظري بود
شايد قديمي ترين سوالهاي اين باب سوالي باشد از حكيم بوزجاني! كه اين تناقض را مطرح كرد
شيخ كاشي ادعا مي كند كه كاشانيها دروغگو هستند
شيخ كاشي يك كاشانيست سعي كنيد تناقض را در اين مثال بيابيد!
اما بحث بر سر وجود چنين سوالاتي وقتي بالا گرفت كه انسان سعي كرد جوابي براي تناقضات پيدا كند! و البته شايد مدت زيادي نگذشت كه انسان توانست اين سوالات را جواب بدهد! و جالب اين هست كه كساني كه به خدا اعتقاد ندارند چون در درك اينگونه سوالات اشكال پيدا كردند اون را به خدئا تعميم دادند و اون را بر عليه خدا بكار بستند!
البته مذهبيون هم كه با اين مشكل برخوردند اينگونه سوالات را خواستند از لحاظ ديني و عرفاني جواب بدهند كه به اشتباه رفتند
اما شايد اين سوال را در دوران دانشگاه برخي خوانده باشند و جواب اونجا را هم ديده باشند كه باز از ديد علم اين جواب اشتباه هست! و به نظر من در جواب نوعي سفسطه بكار رفته هست كه در پست بعد اون را جواب مي گايشانم

5:

قبل از بحث ابتدا بيان كنم كه اگر من در اين تاپيك مدام از مذهبيون صحبت مي كنم دليل بر اين نيست كه من مذهبي نيستم اما نگرشي كه اونان در مورد خدا دارند را قبول ندارم! و قصد فقط تمايز بين هستدلال مذهبي و عقليست!
آيا خدا مي تواند سنگي را بيافريند كه نتواند اون را بلند كند
جواب مذهبيون
اين سوال اصولا اشتباه هست! زيرا در اين بحث جمع نقيضين صورت گرفته هست و جمع نقيضين محال ممكن هست و اراده خدا بر محالات برنامه نمي گيرد
اما اين ادعا بسيار اشتباه هست به چند دليل
1- در اين سوال جمع نقيضين صورت نگرفته هست و مذهبيون در اين باره اشتباه كردند
بگذاريد توضيح بدهم شما وقتي مي توانيد جمع نقيضين را هستدلال كنيد كه دو موضوع كاملا متضاد هم باشند مثلا 2=2 و 2<>2
اما در اين سوال شايد بخاطر اونكه توانايي و ناتواني در سوال آمده هست برخي فكر كردند كه اين دو تضاد دارد اما به واقع نيست زيرا توانايي اول در مورد توانايي در آفرينش هست و در موضوع دوم توانايي در بلند كردن!
بطور مثال اگر من بگايشانم كه من توانايي ديدن چيزي را دارم اما نمي توانم اون را بشنوم دچار تناقض نشده ام زيرا توانايي ابتدايي در برخورد با ديدن هست و توانايي بعدي در توانايي شنيدن هست!
2- جمع نقيضين محال نيست!
چرا فكر مي كنيم جمع شدن نقيضين محال هست؟ آيا اين از ضعف ديد انسان نيست كه فكر مي كند چون نمي تواند چيزي را درك كند محال هست! چون انسان نمي تواند بر چيزي كه نمي تواند اجرا کند كلمه محال مي گذارد دليل اون نيست كه به واقع اون محال باشد!
3- اراده خدا بر محال ممكن برنامه نمي گيرد!
باز دچار سفسطه شده ايد! زيرا اراده خداوند اگر بر محالات صورت نگيرد پس بر چه چيزي صورت مي گيرد؟
اگر خداوند فقط بتواند چيزهايي كه ممكن هست را انجام بدهد بنابراين هر كسي مي تواند خدا باشد مثلا خود من چيزهايي كه برايم ممكن هست را مي توانم انجام بدهم اما ایجاد كردن برايم محال ممكن هست و اراده من بر محال برنامه نمي گيرد!
پس در واقع من هم مي توانم خدا باشم!
اين فقط پيش مقدمه اي بود تا ابتدا با نوع سفسطه و برهان آشنا بشايشاند و ذهنتان را براي بحث آماده كرده باشم
البته اگر مذهبيون بر هستدلال من ايراد دارند مي توانند اون را بيان كنند تا موضوع باز شود و اگر ايراد از طرف من هست بفهمم و اگر ايراد از جانب اونهاست هستدلال روشن شود!

6:

ببخشید
متاسفانه شما همانند کسی عمل کرده اید که وقتی با اشاره ماه را به او نشان میدهند او همان سر انگشت را میبیند
این سوالات برای این هست که بگویند ایا قدرت خدا بر محال تعلق میگیرد یا نه
که حالا شما میگویید این کار از نظر ریاضی ممکن هست
اما در ان وقت که ریاضیات این قده پیش رفت نکرده بود که بدونند چنین کاری ممکن هست با فرض ناممکن بودن ان این سوالات را مطرح میکردند
و حال که ممکن شده اند دیگر مصداف این سوال نیستند

7:

در نهایت به شما پیشنهاد میکنم که نگاهی به کتاب مغالطات بیندازید
تا ببینیم که مغاله میکند
با تشکر

8:

درود بر آزاد

9:

اشتباه شما دوست عزیز همین هست!
بسیاری از این سوالات در تاریخ به این خاطر بوجود نیامده اند و در واقع بسیاری از این سوالات همراه حل اونان در همان وقت ÷یدایش سوال بوجود امده اند! مثلا اگر موقعيتی ÷یش بدهد و جواب دو سوال آخر را بدهم این نکته را اشاره می کنم که ابتدا چنین نوار و چنین کره ای بوجود امد وخواص اون شناخته شد و بعد این سوالات مطرح شد !

10:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله ازاد قانون تناقض  ام القضایا
ببخشیداما جوابتان چندان صحیح به نظر نمیرسد
محال این هست که خدا بخواهد افرینش کند
این یک قضیه هست تو فلسفه ی اسلامی که از مصدر واحد جز یک واحد ایجاد نمیشود و خدا جز یک مخلوق ندارد
و البته از دید دیگر اصلا" وقتی که خدا وجود دارد چیزی وجود ندارد که بخواهد خدا در برابر ان باشد.شما وقتی خدا را در نظر میگیرید چیز دیگری را با او نمیتوانید در نظر بگیرید
چرا که افتراق لازم میاید و خدا بری از این هاست

در فلسفه اسلامی؟!
من نخواستم فلسفه اسلامی را نشان بدهم زیرا وقتی حرف شما مستند هست که دلایل عقلی داشته باشد نه اسلامی!
ثانیا!
اگر وقتی که خدا وجود دارد چیزی وجود نداشته باشد یعنی خدایی را منکر خدایی هست زیرا خدایی به معنای آفریدگاریست و آفریدگاری بجز آفریدن کاری نمی تواند باشد! پس آفریدگاری نیست که ما در مورد اون به بحث بنشینیم!

اخه عزیز دلم
تعری فشما از افریدگار اشکال داردچرا به هستدلال اشکال میگیری
به قول مولوی:
پیش چشمت داشتی شیشه کبود
زان سبب دنیا کبودت مینمود
شما شیشه ی کبود معنای اشتباهتون رو از جلو چمتان بردارین تا درست ببینید
افرینش یعنی تجلی خدا

ثالثا ! اگر شما خود را وجود نمیدانید منمی دانم ! برای مندلیل بیاورید که وجود من جدااز خدا نیست!
اگر شما خود را وجودی دز برابر خدا بدانید انگاه

دو وجود خواهند بود و لاجرم باید تفاوتی بین انها باشد تفاوت یعنی غنا و فقار و این برای خدا نقص هست
پس یک وجود بیش نیست
این دیگر پايه و پایه ی سوفیست هاست
یعنی ذر تعریف سوفیست یک معنای ساده اش این هست که : کسی که قانون تناقض را قبول ندارد
شایذ شما قانون تناقض را نمیدانید
من انرا واضح عرض میکنم
قانون تناقض: یک شئ نمیتواند در ان واحد هم باشد هم نباشد
ایا این چیزی هست که عقل درک نمیکند؟
یا اینکه چیزی هست که نمیتواند باشد؟؟
گمانم شما تا حدی به این مسایل اشنا نیستید
اگر قانون تناقض درست نباشد هیچ فکری درست نیست
یه خورده به چیز هایی که میگویید بنگرید
من با تناقض آشنا هستم! تشویش ذهن نکنید ودوباره به نوشته من بنگرید و تا منظور من را نفهمیدید سعی کنید جواب ندهید!
من فرمودم از دید انسان جمع نقیضین محال هست ! و انسان فکر میکند هر چیزی که خود تصور می کند حتما درست هست!
اتفاقا" من دارم همین رو میگم

انسان این را به طور شهودی درک میکند و نه عقلانی
اگر بتوانی برایش دلیل بیاوری میشود عقلانی
اما همون طور که میدانیم دلیلی بر این وجود ندارد بلکه این قضیه شهودی درک میشود
بگذارید جور دیگری بگویم
فرض میگیریم که اجتماع تناقض ممکن باشد
خب حال یک سوال دو طرفه که نقض هم هستن
ا همین جمله که اجتماع نقیضین ممکن هست
ایا صحیح هست یا غلط هست؟
درست و غلط نقیض هم هستند
حال میشود که همین جمله هم درست باشد هم نه؟؟؟
ایا میشود فرمود این کامپیوتری که جلو شماست هم هست هم نیست؟؟
خلاصه یا باید باشد یا نباید باشد
میبینید که هیچ چیزی درست نمیشود اصلاگ سنگ روی سنگ بند نمیشود
من تعجبم شما چطور روی این مسئله پافشاری میکنید؟

باز هم به راه سفسطه رفته اید
امور سه دسته میشوند
یا واجب هستند
یا ممتنع هستند
و یا ممکن
واجب که یکی هست
ممتنع هم که نداریم
میماند ممکن
اگر ممتنع بتواند انجام شود حال به وسیله ی هر کس دیگر ممتنع نیست بلکه ممکن هست

امور بر 2 دسته اند
یااز نظر انسان و برای او امکان دارند
یا امکان ندارند!

من تسلیم حرف شما درست
اما بر چه پايه ی تقسیم میکنید؟بر چه پایه ای؟
از نظر انسان که همه چیز نیست
پابه ای محکمتر میخواهم
وگرنه من میگم از نظر انسان همه کاری رو میشه انجام داد و نشد ندارد
اما باید توجیه کرد
اگر چیزی برای انسان امکان داشته باشد که فرقی بین او و خدا نیست و اگر برای او امکان نداشته باشد یا واقعا اون موضوع وجود دارد و انسان قادر به درک اون نیست یا وجود ندارد!

من قبول ندارم
ثابت کن
یعنی چی فرقی بین انسان و خدا نیست
ببینید که شما درگیر کلمات شده اید به جای ممتنع من میکویید امکان ندارد
خوب این ها هر دو یک معنا هستندامکان نداردو ممتنع هست یکی هست
ممتنع=امکان ندارد
حال بر می گردیم به بحث
آفرینش چنین سنگی برای خدا چگونه هست!
ممکن برای انسان و خدا؟
ممکن برای خدا و غیر قابل درک برای انسان!
ناممکن برای خدا!

شما به من بگین که ایا این کار شدنی هست؟
اگر شدنی هست یعنی امکان دارد که خدا میتواند اگر هم امکان ندارد که خب همان امتناع هست دیگه
اگر بحث آخر پیش بیاید پس دلیل بر ناتوانی خدا در برخی موضوعات هست و کلا خدایی را نقض می شود!
در نهایت به شما پیشنهاد میکنم که نگاهی به کتاب مغالطات بیندازید
تا ببینیم که مغاله میکند
شما بینید! با نگاه کردن من چگونه شما به ایننتیجه میرسید!
اما من یک پیشنهاد برای شما دارم! شما تا اخر تاپیک همراه ما باشید تا من ئثابت کنم که خدا اصولا می تواند چنین سنگی را بیافریند همچنانکه یک ریاضیدان می تواند بسیاری از مسائل بعدی را حل کند و دلیل شهودی ارائه بدهد
اینگونه خود به خود مساله حل می شود زیرا مذهبیون این کار را با عقل در تناقض می بینند اما ریاضیون دلیل عقلی برای اون ارائه می دهند!

شما یه خورده فکر میکنم که سنتون باید پایین باشه
ممکنه سن خودتونو بگین؟(دوروغ نگینا)
مذهبیون که این مقال روزده اند چون فکر میکرده اند که چنین کاری شدنی نیست نه این که اصلا" خداشون جوریه که نمیتونه اون کار رو انجام بده
متوجه هستین؟

با تشکر


متشکر از حوصله تان

11:

مقه این که خیلی حولی
تو دیگ نیوفتی
(اگه از شوخی های من ناراحت میشین بگین تا نگما)
بنده دانشجوی فلسفه هستم
و تا دلت بخواد از این سوالات بلدم
اما عزیزم این سوالات برای نشان دادن این هست که قدرت خدا بر محال تعلق نمیگیرد چرا که اگر محال را بتوان انجام داد
حالا توسط هر کسی و به هر طریقی
دیگر محال نیست
در ضمن این رو مذهبیون نمیگن اینو فیلسوفا میگین و نه فیلس.فان مذهبی بلکه هر فیلسوفی چه در غرب و چه در شرث این مقال را میزده اند
چون گمان میکردند که این کار ها محال هست
حالا که علم پیشرفت کرده و این کار را میتوان به طریقی انجام داد
یعنی فهمیده اند که میتوان این کار را انجام داد دیگر از مصادیق محال نیست
به همین راحتی
خیلی مهم نیست باورکن
یک مثال غلط بوده همین
اون هم تو فلسفه نه تو دین
اصلا" این تو قران هست که میفرماید
روزی که شتر از سوراخ سوزن عبور میکند....
اصلا" دقیقا" چنین حرفی تو خود قران هست
اما فیلسوفان در تفسیرش میفرمودند که این به این معنی هست که خدا همچین کاری نمیکنه (چون خود ایه یادم نیست فقط همینجاش یادمه اگه میخواین پیداش کنم)
قضیه اینه که خدا میگه روزی که شتر از سوراخ سوزن عبور کنه من چنان میکنم و بهمدان میکنم
و فیلسوفان در تفسیرش میفرمودند که بعنی خدا این کار رو نمیکنه
چون اونو مشروط به امری محال کرده
مثه ما که میگیم مگه خورشید از غرب بالا بیاد و گرنه نمیشه چنین کرد یعنی میخواهیم بگوییم که این کار شدنی نیست
حالا که شما میگین میشه
خوب فلاسفه اشتباه تفسیر کردند اونم به دلیل اینه که همین عقلی که شما این همه بهش مینازین رو معیار برنامه داده اند
لا بد میگین که نه من به عقل نمینازم
در جوتب میگم اتین که میگین باید افریدگار چنین باشه
یعنی دارین میگین که عقل من افریدگار رو اینجوری میفهمه پس بایسد اینجوری باشه
بگذریم

یا حق
یه خورده هم بحث دو طرفه شده
خو بقیه هم یه چیزی بگن

12:

اصلا شما میدونید سفسطه یعنی چی؟

13:

خب
شما که میدونین بگین تا ما هم یاد بگیریم

14:

اره من مي دونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

15:

وبرايش شد!
برخي از بحثهاي من و خانم ازاد به دليل اونكه من در برخي جاها اشتباهاتي انجام دادم حذف شد
چون امكان تميز اين بحثها از هم نبود من همه پست را حذف كردم و به اشتباه خودم اعتراف مي كنم!
خدايا منو ببخش!!!!!!!!!
بنا به نظر خانم آزاد به غير از خدا چيزي وجود ندارد و تنها خدا وجود هست و باقي عدم هستند
موضع گرفتن من جلايشان اين حرف ( البته از سر قصور و نا اگاهي نه از تقصير) اشتباه بود و من ادعا مي كنم اين حرف را كامل پذيرفتم

16:

وبرايش شد!
برخي از بحثهاي من و خانم ازاد به دليل اونكه من در برخي جاها اشتباهاتي انجام دادم حذف شد
چون امكان تميز اين بحثها از هم نبود من همه پست را حذف كردم و به اشتباه خودم اعتراف مي كنم!
خدايا منو ببخش!!!!!!!!!
بنا به نظر خانم آزاد به غير از خدا چيزي وجود ندارد و تنها خدا وجود هست و باقي عدم هستند
موضع گرفتن من جلايشان اين حرف ( البته از سر قصور و نا اگاهي نه از تقصير) اشتباه بود و من ادعا مي كنم اين حرف را كامل پذيرفتم

17:

جواب سوال 4
نوار موبیوس
عجیب‌ترین نوار دنیا


یک تکه کاغذ بردارید، اون را نیم دور بپیچانید و دو انتهای اون را به هم بچسبانید.

موجود ساده ای که ساخته اید، کلی خاصیت های عجیب و غریب دارد.

مثلا حتما می دانید که اگر سر و ته یک نوار را بدون پیچش به هم بچسبانیم، یک هستوانه مانند ساخته میشود که اگر اون را از وسط ببریم، دو تکه میشود.

اما اگر همین کار را روی این نوار عجیب اجرا کنیم یک تکه باقی میماند و تنها طولش دو برابر می شود.
قانون تناقض  ام القضایا
قانون تناقض  ام القضایا
برای اینکه با خاصیت های دیگر این موجود آشنا شوید چند تکه کاغذ و چسب نواری و قیچی بردارید و سعی کنید جواب این سوالات را پیدا کنید.

به کمک جواب این سوال ها تردستی های زیادی طراحی شده هست.

شما هم می توانید به کمک اون ها دوستانتان را به تعجب وادارید.
قانون تناقض  ام القضایافرض کنید قبل از اونکه دو سر نوار را به هم بچسبانیم، به جای یک بار، دو بار اون را بپیچانیم و سپس وسط ببریم.

چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اگر نوار را سه، چهار، پانزده ....

بار بپیچانیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه فرقی بین عددهای زوج و فرد هست؟

قانون تناقض  ام القضایا
قانون تناقض  ام القضایااگر به جای یک برش از وسط نوار دو برش به فاصله یک سوم از لبه ها بزنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
قانون تناقض  ام القضایا
این موجود را Augustus Mobius ریاضیدان و منجم آلمانی در سال 1858 کشف کرد و به همین خاطر نام اون را نوار موبیوس گذاشتند..

خاصیتی که در این نوار توجه موبیوس را جلب کرد، یک طرفه و یک لبه بودن اون بود.

این نوار عجیب تنها یک رو دارد، یعنی یک مورچه که در نقطه ای از یک نوار موبیوس کاغذی ایستاده می تواند بدون رد شدن از لبه کاغذ به پشت اون نقطه (در سمت دیگر کاغذ) برسد.

در حقیقت این نوار اصلا پشت ندارد.

این خاصیت را می توانید در نقاشی زیر ببینید.

همینطور، لبه این نوار از یک تکه تشکیل شده: یک دایره که روی خودش تا شده هست.
اگر چه اين قسمت مربوط به رياضيات هست اما براي درك بهنر اون را آوردم
در ضمن در پست بعدي از يك لبه بودن نوار موبيوس هستفاده مي كنم و كرخ بدون سوراخ را معرفي مي كنم و كم كم به سوال اول جواب مي دهم پس كمي استقامت كنيد و سعي كنيد اين نوار را حود امتحان كنيد تا در مراحل بعد دچار مشكل نشايشاند

18:

کره x
کره تو خالی و یک رو
حال یک کره را در نظر بگیرید! و یک دایره از اون را ببرید حال یک کره داریم که یک دایره در روی ان سوراخ شده هست و دایره هم یک لبه بسته هست حال نوار موبیوسی را که قبلا درست کردید و یک لبه داشت را به لبه های دایره روی کره وصل کنید
توجه : سعی نکنید این کار را با کاغذو در خانه اجرا کنید زیرا این کار در فضای 3 بعدی امکان ندارد! و در واقع شکل حاصل در فضای بالاتر از 3 بعد ترسیم می شود!
حال کره ای را که به دست اوردید را در نظر بگیرید
این کره کره ایست بسته ( زیرا نه نوار موبیوس سوراخ دارد و نه کره و لبه ها را هم به هم چسبانیدیم) اما چون ن.ار موبیوس یک رو دارد بنابراین کره حاصله هم یک رو دارد!
یعنی به راحتی می توان از داخل کره به بیرون امد و برگشت
و حال این سوال را جواب می دهم
آیا خداوند می تواند شتر یا فیل را از یک سوراخ سوزن رد بکند بدون انکه نه سوراخ را بزرگ کند و نه شتر را کوچک!
جواب : بله خدا می تواند چنین کاری را بکند زیرا خداوند در بعدهای بالاتر از انسان هست و اصولا این کار شایذ برای ما که نمی توانیم ( یا حداقل تا بحال نتوانستیم ) از بعد سوم فراتر برویم محال هست اما همانطور که در بالا نشان دادم خدا می تواند حتی از یک کره بدون سوراخ یک موجود را رد کند چه برسد به این کار !
روح و اجنه
مطمئنا بسیاری از اتفاقات اطراف ما ظاهرا با عقل جور در نمی اید یعنی فکر می کنیم نیرویی فراتر از طبیعت باید وجود داشته باشد تا بتوان چنین اتفاقاتی را تو جیه کرد اما در این بحث که من بیان کردم به راحتی می شود دید که روح و اجنه می توانند وجود داشته باشند و براحتی می توانند از دیوار عبور کننند و ...

زیرا انان در فضای 4 بعدی زندگی می نمايند اما ما نه!

حال براستی این نظریه بین تمام اندیشمندان مطرح هست که واقعا طبیعت چند بعد هست! ایا همین 3 بعد هست یا ابعادی بالاتر دارد و ما از درک ان عاجزیم!

19:

اما خیلی خنده داره
شما میخواین با هستفاده از قانون امتناع تناقض اثبات کنید که قانون تناقض اشتباه هست

20:

سلام
من با این که دارم میرم اما این تاپیک رو میزنم تا روش بحث بشه
چون اخیرا" یکی ادعا کرده مه این قانون زیر سوال رفته و رد شده(خنده ی شدید حضار) خواستم یک تاپیکی زده بشه و در باره ی این ثضیه ی پايه ی بحث بشه
اگر این فانون حدف بشه اونوقت ما عرفان مزاج ها خیالمون راحت میشه
اما باز ما فیلسوفان نالاحت میشیم
اما امکان نداره که این قانون وربیفته وگرنه فکر کردن محاله بیاین تو ببینم چی میگین

21:

یا حق

22:

چی هست این؟ فارسیش چیه؟

23:

وبرايش شد!
برخي از بحثهاي من و خانم ازاد به دليل اونكه من در برخي جاها اشتباهاتي انجام دادم حذف شد
چون امكان تميز اين بحثها از هم نبود من همه پست را حذف كردم و به اشتباه خودم اعتراف مي كنم!
خدايا منو ببخش!!!!!!!!!
بنا به نظر خانم آزاد به غير از خدا چيزي وجود ندارد و تنها خدا وجود هست و باقي عدم هستند
موضع گرفتن من جلايشان اين حرف ( البته از سر قصور و نا اگاهي نه از تقصير) اشتباه بود و من ادعا مي كنم اين حرف را كامل پذيرفتم

24:

وبرايش شد!
برخي از بحثهاي من و خانم ازاد به دليل اونكه من در برخي جاها اشتباهاتي انجام دادم حذف شد
چون امكان تميز اين بحثها از هم نبود من همه پست را حذف كردم و به اشتباه خودم اعتراف مي كنم!
خدايا منو ببخش!!!!!!!!!
بنا به نظر خانم آزاد به غير از خدا چيزي وجود ندارد و تنها خدا وجود هست و باقي عدم هستند
موضع گرفتن من جلايشان اين حرف ( البته از سر قصور و نا اگاهي نه از تقصير) اشتباه بود و من ادعا مي كنم اين حرف را كامل پذيرفتم

25:

جدي! يعني كسي پيدا شده و همچين حرف مسخره اي را زده؟
براي اطلاع بايد بگايشانم كه بسياري از قوانين رياضي و حتي طبيعت بر پايه همين اصل بنا شده! حالا نفرموديد دليلش از اين حرف چي بوده؟ اصلا كي بوده اين حرف رو زده؟
بگيد بياد تا ما هم بهش بخنديم!
البته بگم ها! ممكنه منظور اون خص اين بوده كه در فرا طبيعت و فرا ماده اين حكم بربرنامه نيست كه جاي تامل داره! اما در طبيعت من فكر نمي كنم هيچ آدم عاقلي چنين حرفي را زذه باشه!

26:

بله متاسفانه
یکی پیدا شده و همچین مزخرفاتی رو فرموده اینم عین جملاتش::::
2- جمع نقيضين محال نيست!
چرا فكر مي كنيم جمع شدن نقيضين محال هست؟ آيا اين از ضعف ديد انسان نيست كه فكر مي كند چون نمي تواند چيزي را درك كند محال هست! چون انسان نمي تواند بر چيزي كه نمي تواند اجرا کند كلمه محال مي گذارد دليل اون نيست كه به واقع اون محال باشد!

27:

قانون پادوکس به هیچ عنوان نمیشود رد شود این تاپیکو باید بست
اصلا" خیلی افتضاحه چنین حرفی زدن

28:

این جا چه خبره؟

29:

من با شما کاملا موافقم و در دوره ی دبیرستان سعی بر تحلیل ریاضی این سوال میکردم که اکثرا اون را سفسطه مینامیدند و برای این کار از ریاضیات مهندسی (حد،انتگرال و...) هستفاده کردم و چیزی که من به اون رسیدم این هست البته با کمی تغییر و ساده سازی: دو خط موازی را در نظر بگیرید که مدرج باشند.یکی قدرت خدا و دیگریوزن سنگ .مقیاس اون به ازای هرواحد را برابر یک تن برنامه میدهیم.

خدا قادر هست بلند کند.(حالا اینو از کجا بلند کند بماند که این رشته سر دراز دارد نمیخواهم فلثفی اش بکنم!!!) سنگ را به 2 تن میرسانیم بله خدا اون راهم بلند کرد .

سنگ را 100 تن ، 100000 تن و هر اندازه ای بگیریم خدا بلند میکند.

تا اینکه به بینهایت میرسیم.

خوب آیا خدا میتواند سنگی به وزن بینهایت را بلند کند؟ جواب ساده هست.

بینهایت همتراز تعریف نشده هست در ریاضی.

حال تکلیف ما با سنگی که اصلا تعریفی ندارد چیست؟ سوال با اشکال مواجه شد!!! و در اینجا ما مجبوریم کاری بکنیم.

به خاطر صفت تعریف نشده برای بینهایت ریاضیدانان تصور مینمايند که دو خط در بینهایت همدیگر را قطع مینمايند(معلم ریاضیمون اینو میفرمود ، دوستان تقاضای منبع نفرمایند!) به این نتیجه میرسیم که دو خطی را که تعریف کردیم همدیگر را قطع مینمايند و هیچکدام از دیگری کوتاه تر نیستند.

هر وقت بشر صفت تعریف نشده را از بی نهایت گرفت ، جواب این سوال فریاد عزیز را درک خواهد کرد.

مفهوم بینهایت را دریابید

30:

نوشته اصلي بوسيله faryad قانون تناقض  ام القضایا
اجازه بدهيد چند سوال را ابتدا مطرح كنم
1- آيا خدا مي تواند سنگي را بيافريند كه نتواند اون را بلند كند؟
2- آيا خدا مي تواند فيل را از سوراخ يك سوزن رد كند بدون انكه نه سوراخ را بزرگ كند و نه فيل را كوچك؟
3 آيا خدا مي تواند كره اي بسته را بيافريند و گايشاني را درون اون برنامه دهد و بدون اونكه سوراخي در كره بوجود آورد گايشان را از اون بيرئن بياورد؟
4- آيا خدا مي تواند ورقه اي را بيافريند كه فقط يك سطح داشته باشد؟
و....
بسياري سعي كردند اين سوالات را جواب قانع كننده اي بدهند! اما بواقع به اشتباه رفتند شايد چون نمي توانستند اين سوالات را درك كنند و يا نمي توانستند اون را به ديگران بفهمانند مثلا يكي از تلاشهاي مذهبيون براي جواب به اين سوال اين بود كه جواب بدهند اين سوالات جمع نقيضين هست! و جمع نقيضين محال ممكن هست و توانايي خدا بر محال برنامه نمي گيرد!
اما فقط سوال 3 و 4 ...



دوستان این پرس فریاد پرسش جالبی هست اما از ایشان میپرسم که خدا از دید شما یعنی چه؟اگر خدایی که جوهر نامتغیری دارد را مد نظر بگیرید(فرض)آیا باز هم این پرسش را میکنید؟؟؟

31:

من كشته اين سوال تو ام!
چرا من هر جا مي رم تو اين سوال رو از من مي پرسي؟
اين جوهره چيه؟ مي شه برام معني كني! من با معنيش مشكل دارم!

32:

مگه نمیگید فلسفه میدونید،خوب تحقیق کنید من در فرمودمانهای قبلی درباره جوهر مفصل فرمودم.

33:

سلام
من یک سوال از شما دارم
ایا یک چیز میتواند در ان واحئ هم باشد هم نباشد؟

34:

آره
اما در طبيعت نه!

35:

امکان پذیر نیست
از جواب فریاد در تعجبم.

این از بدیهیاته

36:

بديهيان ذهني بله ! البته در فضاي سه بعدي!
اگر جوابم را هم بخواني مي بيني من تاييد كردم
اما يك چيز اين وسط نافرموده ماند
در فضاي 4 بعدي چه؟
در پست #19 من كره را معرفي كردم
من انجا اثبات كردم كه يك كره مي تواند سوراخ نباشد اما سوراخي به اندازه كره داشته باشد
آيا اين بار رياضيات را منكر مي شايشاند؟

37:

وقتی از جهان مادی رفت بیرون، دیگه راحت باش.

هر فرضی خواستی بکن.

شصت تا خدا همه از هم قویتر، همه با هم در حال صلح و هم در حال جنگ.

همشون گاهی هستن گاهی نیستن و هم هستن و هم نیستن.

اونهایی هم که نیستن نگران نباشید چون که تا لحظاتی بعد خودشون رو ایجاد مینمايند.

وقتی زدیم تو موهومات، دیگه هر چی شما فرمودی قبول، هر چی منم فرمودم قبول.


38:

ببینید
حرفتان را توضیح دهید
با یک جواب کوتاه که نمیشه بحث کرد
الن من باز باید بپرسم چگونه ممکنه؟
منظورتان از طبیعت چیه؟
مثلا" من الان فکر میکنم که منظور از طبیعت جهان مادیه و در برابرش ما بعد الطبیعه یا ماوراء الطبیعه هست
ایا منظورتان همینه ؟
یه خورده توضیح بدهید
نوشته اصلي بوسيله faryad نمايش نوشته ها
بديهيان ذهني بله ! البته در فضاي سه بعدي!
اگر جوابم را هم بخواني مي بيني من تاييد كردم
اما يك چيز اين وسط نافرموده ماند
در فضاي 4 بعدي چه؟
در پست #19 من كره را معرفي كردم
من انجا اثبات كردم كه يك كره مي تواند سوراخ نباشد اما سوراخي به اندازه كره داشته باشد
آيا اين بار رياضيات را منكر مي شايشاند؟
من پست های 18 و 19 را خواندم
اما بحث اصلا" ان نیست
ببینید
این که حالا اجنه میتوانند از دیوار عبور نمايند یک بحث هست واین که یک جن در یک اجر جا شود یک چیز دیگر هست.
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
وقتی از جهان مادی رفت بیرون، دیگه راحت باش.

هر فرضی خواستی بکن.

شصت تا خدا همه از هم قویتر، همه با هم در حال صلح و هم در حال جنگ.

همشون گاهی هستن گاهی نیستن و هم هستن و هم نیستن.

اونهایی هم که نیستن نگران نباشید چون که تا لحظاتی بعد خودشون رو ایجاد مینمايند.

وقتی زدیم تو موهومات، دیگه هر چی شما فرمودی قبول، هر چی منم فرمودم قبول.
بحث رو اینجوری ادامه میدم
ایا وجود داشتن افراد غیر مادی معنایی غیر از وجود داشتن افراد مادی میدهند؟
منظورم این هست که ایا به نظر شما وجود اینجا یک اشتراک لفظی هست که ما به کار میبریم؟
و جود معنای مختلفی دارد؟
وما به هر کدام که وجود داشتن را اطلاق میکنیم یک معنای خاص را در نظر میگیریم؟

39:

به قول سینا ! از قول هیوم کدوم ماده! اول بیا ماده رو ثابت کن بعد!
مخت تاب ورداشته دیگه! حاجی درست هست که از ماده بری بیرون بسیاری از چیزها ی بدیهی ممکنه جلوه خودش رو از دست بده اما به این خر تو خری هم که تو می گی نیست!
نوشته اصلي بوسيله سینا128 نمايش نوشته ها
ببینید
حرفتان را توضیح دهید
با یک جواب کوتاه که نمیشه بحث کرد
الن من باز باید بپرسم چگونه ممکنه؟
منظورتان از طبیعت چیه؟
مثلا" من الان فکر میکنم که منظور از طبیعت جهان مادیه و در برابرش ما بعد الطبیعه یا ماوراء الطبیعه هست
ایا منظورتان همینه ؟
یه خورده توضیح بدهید
توضیح می دیم گیر می دید! کم توضیح می دی گیر می دید! ما چه خاکی به سرمون کنیم
منظورم از ماده فضای 3 بعدی اطراف ماست و منظور من از فراماده فضای بالاتر از 3 بعد هست
جالب توجه شما که دانشمندان ( اگر نمی گی رمالند!) اخیرا ثابت کردند برای توضیح اتفاقات جهان به حداقل 11 بعد نیاز هست( این هست علم ریاضیات!!!!!!! که فلسفی ها باید سالها بدوند تا بفهمندش)
البته شما می تونید به همان جهان مادی و ماورائ الطبیعه اکتفا کنی چون منظور من رو می شه با همون فرضیات فهمید!
من پست های 18 و 19 را خواندم
اما بحث اصلا" ان نیست
ببینید
این که حالا اجنه میتوانند از دیوار عبور نمايند یک بحث هست واین که یک جن در یک اجر جا شود یک چیز دیگر هست.
جن!!!
من از جن صحبت کرده بودم؟
من فرمودم یک کره را در بعد چهارم ساختم( البته ریاضیون ساختند نه من درسش هم هندسه منیفولد در کارشناسی ارشد ریاضی هم تدریس می شه) فرمودم این کره سوراخ نداره ! اما همه چیز ( فرمودم همه چیز نه فقط جن! توضیحات تکمیلیم رو در پست قبل نخواندی) می تونه ازش رد بشه حتی ماده! یعنی یک کره هم سوراخه و هم سوراخ نیست! یعنی هم هست هم نیست! حالا جن و پری از کجا اومد من نمی دونم؟
بحث رو اینجوری ادامه میدم
ایا وجود داشتن افراد غیر مادی معنایی غیر از وجود داشتن افراد مادی میدهند؟
یک ویرگولی , چیزی بذار تا بشه بخونیش!!
منظورم این هست که ایا به نظر شما وجود اینجا یک اشتراک لفظی هست که ما به کار میبریم؟
وجود بسته به تعریف هر فرد تغییر می کند! مثلا در بحث مادی وجود همان ماده هست و دیگر چیزها ناوجود هست اما در بحثی که خانم ازاد انجام دادند (اتفاقا من در ابتدا با او مخالف بودم اما بعدا به اشتباهم پی بردم ) وجود فقط خداست و باقی همه عدم هستند! یعنی دو معنای مختلف از وجود! و در تضاد کامل با هم
و جود معنای مختلفی دارد؟
بله توضیح دادم
وما به هر کدام که وجود داشتن را اطلاق میکنیم یک معنای خاص را در نظر میگیریم؟
بله اینگونه هست! متاسفانه هم تا وقتی که معنای ذهنی از وجود یکسان نشود بحثها واقعا بی فایده هست

40:


اولا اگر ماده رو هم نمیشه ثابت کرد که دیگه لزومی برای اثبات خدا نداریم.

بحث تمومه.

دوما اگر ماده را بپذیریم و خارج از ماده را هم بپذیریم، شما که اندازه گرفتین بفرمایید چقدر خر تو خره؟ مثلا میشه هم در عالم غیر مادی بود و هم نبود؟


41:


42:

بله.

خواهش میکنم.

حتما توضیح بدید.


43:


سینا128 جوابتو داد ...

باز هم از جوابت اظهار تعجب میکنم!

44:

تو هم كه هي تعجب مي كن! من تعجب مي كنم كه تو هي تعجب مي كني!

45:

تونباید تعجب کنی
ایا یک چیز میتواند در ان واحد هم باشد هم نباشد؟
جواب تو
آره
اما در طبيعت نه
و وقتی من تعجب کردم تو این را به من جواب دادی

بديهيان ذهني بله ! البته در فضاي سه بعدي!
اگر جوابم را هم بخواني مي بيني من تاييد كردم
اما يك چيز اين وسط نافرموده ماند
در فضاي 4 بعدي چه؟
در پست #19 من كره را معرفي كردم
من انجا اثبات كردم كه يك كره مي تواند سوراخ نباشد اما سوراخي به اندازه كره داشته باشد
آيا اين بار رياضيات را منكر مي شايشاند؟
پست 19 را دوباره خواندم
حال یک کره را در نظر بگیرید! و یک دایره از اون را ببرید حال یک کره داریم که یک دایره در روی ان سوراخ شده هست و دایره هم یک لبه بسته هست حال نوار موبیوسی را که قبلا درست کردید و یک لبه داشت را به لبه های دایره روی کره وصل کنید
توجه : سعی نکنید این کار را با کاغذو در خانه اجرا کنید زیرا این کار در فضای 3 بعدی امکان ندارد! و در واقع شکل حاصل در فضای بالاتر از 3 بعد ترسیم می شود!
حال کره ای را که به دست اوردید را در نظر بگیرید
این کره کره ایست بسته ( زیرا نه نوار موبیوس سوراخ دارد و نه کره و لبه ها را هم به هم چسبانیدیم) اما چون ن.ار موبیوس یک رو دارد بنابراین کره حاصله هم یک رو دارد!
یعنی به راحتی می توان از داخل کره به بیرون امد و برگشت
در این مورد من حالت یک کره در حالت 3 بعدی را که نمیتوان اون را در یک فضای 2 بعدی برنامه داد را برای درک موضوع تعمیم دادم به حالت 4 بعدی ، یعنی همانطور که ما نمیتوانیم نقشه ی کره ی زمین را بدون تغییر بر کاغذ بکشیم نمیتوانیم عمل مورد نظر را در دنیای 3 بعدی اجرا کنیم ، ایا تعمیم درستی بود.
آیا خداوند می تواند شتر یا فیل را از یک سوراخ سوزن رد بکند بدون انکه نه سوراخ را بزرگ کند و نه شتر را کوچک!
جواب : بله خدا می تواند چنین کاری را بکند زیرا خداوند در بعدهای بالاتر از انسان هست و اصولا این کار شایذ برای ما که نمی توانیم ( یا حداقل تا بحال نتوانستیم ) از بعد سوم فراتر برویم محال هست اما همانطور که در بالا نشان دادم خدا می تواند حتی از یک کره بدون سوراخ یک موجود را رد کند چه برسد به این کار !
اگر سوال را اینگونه مطرح کنیم چه؟
آیا خدا میتواند شتری را از داخل سوراخ یک سوزن در همان فضای 3 بعدی عبور دهد بدون اونکه اندازه ها را تغییر دهد؟
مطمئنا بسیاری از اتفاقات اطراف ما ظاهرا با عقل جور در نمی اید یعنی فکر می کنیم نیرویی فراتر از طبیعت باید وجود داشته باشد تا بتوان چنین اتفاقاتی را تو جیه کرد اما در این بحث که من بیان کردم به راحتی می شود دید که روح و اجنه می توانند وجود داشته باشند و براحتی می توانند از دیوار عبور کننند و ...

زیرا انان در فضای 4 بعدی زندگی می نمايند اما ما نه
از کجا به این نتیجه رسیدید ، با چند اجنه و روح دیدار داشته اید؟ شاید اونها هم مثل ما 3 بعدی باشند با این هستعداد که میتوانند از دیوار عبور نمايند و در یک وقت مسافت زیادی را طی نمايند ، نور هم در فضای 3 بعدی سیر میکند و از اجسام شفاف هم عبور میکند
حال براستی این نظریه بین تمام اندیشمندان مطرح هست که واقعا طبیعت چند بعد هست! ایا همین 3 بعد هست یا ابعادی بالاتر دارد و ما از درک ان عاجزیم!
حال دلیل تعجب مرا دانستید
من به عنوان فردی که به دانش شما اعتقاد دارد ابراز اینگونه تناقضات از طرف شما متعجم میسازد.
که در نقل قول سوم میگویید در طبیعت نمیشود و در نقل قول آخری میگویید هنوز نمیدانیم طبیعت چند بعد هست.


46:

حالا راضي شدي؟ ديگه تعجب نمي كني يا!!!

47:

این" یا!!!" با اینکه هزار توهین میتونه توش باشه ولی
تسلیم ، دیگه تا آخر عمرم تعجب نمیکنم خوبه؟
بعضیها پیدا شدن(شده بودن!) و از نظریه های انشتین هستفاده کرده و میگویند جهان 4 بعد داره و بعد چهارم هم وقته ، البته این حرف در ریاضیات نمیدونم چطوری تفسیر میشه؟!
اما در کل به هیچ عنوان نمیتوانم بعد 4 را حتی تصور هم بکنم ، خوش بحال کسی که میتونه اونو تجسم کنه
یک سوال : آیا ثابت شده که ابعاد بالاتر از 3 هم وجود دارد؟یا تنها درحد یک نظریست
ببينيد دانشمندان ثابت كردند(! اين رو يك بار فرمودم حالا نمي دونم در كجاي سايت) كه براي درك وقايع هستي ما نياز به حداقل 11 بعد داريم
من خیلی از دنیا عقبم باید دباره برم سراغ کتاب و علم
در ضمن پاسختو خوب خوندم ولی دیگه از این کارهای بچه گانه (کمین کردن برای پیدا کردن یک جمله ی اشتباه) انجام نمیدهم .

بعضی پارادوکس ها در خود ریاضی هم وجود دارند و طبعا در طبیعت هم پارادوکس هایی میتوان طرح کرد.(از رو کامپیوترم حذف شده ولی تو اینترنت خیلی هستش)

48:

در مورد سوالتان
نكه اصلا دنيا چند بعد داره خود يك برنامه داده؟ چه كس ثابت كرده كه دنيا 3 بعد داره؟
مثلا اگر از اول مي فرمودند دنيا 5 بعده حالابر رايشان 5 و 6 بايد بحث مي كرديم!
بنابراين خود ابعاد يك برنامه داد هست كه براي توضيح و تشريح دنياي پرامونمون انجام م شه و همانطور كه فرمودم دانشمندان ( البته بيشتر رياضيون) براي تفسر و علت يابي برخي از مشكلات علم در جهان ثابت كردند كه براي تفسر اون به بش از 11 بعد نياز هست حال امكان دارد در انده حتي وقايعي در جهان بوجود بيايد كه براي توضح انها به بعد 12 يا حتي 16 هم نياز باشد اما در حال حاضر همان عدد 11 براي توضح و تفسر چيزهايي كه مي بينيم كفات مي كند

49:

اینکه فضای اطراف ما 3 بعد داره یک قرارداده؟ یعنی مثلا میتونستن بگن 17 بعد داره همینطور کشکی!
به دو قسمت سبز متن خودت نگاه کن! یعنی چی اونوقت؟ فکر کردی از پشت کوه اومدیم؟!!
در اولین جمله ی سبز حتی خودت قرارداد بودن ابعاد رو مسخره میدونستی (از جمله واضح هست) و دو خط پایینتر اون رو اصل میگیری!!!!!
و در مورد اولین سوال قرمزت ، مثل اینکه من سوالی مشابه اینو ازت پرسیدم
یک سوال : آیا ثابت شده که ابعاد بالاتر از 3 هم وجود دارد؟یا تنها درحد یک نظریست
در مورد قسمت آبی اگه بتونی مثالی در حد 5 یا 6 بعد برام بزنی ممنون میشم.


البته این سوال رو از مزدک بامداد هم میپرسم و جوابها رو با هم مقایسه میکنم
با آرزوی کامیابی

50:

ببینید
حرفتان را توضیح دهید
با یک جواب کوتاه که نمیشه بحث کرد
الن من باز باید بپرسم چگونه ممکنه؟
منظورتان از طبیعت چیه؟
مثلا" من الان فکر میکنم که منظور از طبیعت جهان مادیه و در برابرش ما بعد الطبیعه یا ماوراء الطبیعه هست
ایا منظورتان همینه ؟
یه خورده توضیح بدهید
توضیح می دیم گیر می دید! کم توضیح می دی گیر می دید! ما چه خاکی به سرمون کنیم
منظورم از ماده فضای 3 بعدی اطراف ماست و منظور من از فراماده فضای بالاتر از 3 بعد هست
جالب توجه شما که دانشمندان ( اگر نمی گی رمالند!) اخیرا ثابت کردند برای توضیح اتفاقات جهان به حداقل 11 بعد نیاز هست( این هست علم ریاضیات!!!!!!! که فلسفی ها باید سالها بدوند تا بفهمندش)
البته شما می تونید به همان جهان مادی و ماورائ الطبیعه اکتفا کنی چون منظور من رو می شه با همون فرضیات فهمید!
من پست های 18 و 19 را خواندم
اما بحث اصلا" ان نیست
ببینید
این که حالا اجنه میتوانند از دیوار عبور نمايند یک بحث هست واین که یک جن در یک اجر جا شود یک چیز دیگر هست.
جن!!!
من از جن صحبت کرده بودم؟
من فرمودم یک کره را در بعد چهارم ساختم( البته ریاضیون ساختند نه من درسش هم هندسه منیفولد در کارشناسی ارشد ریاضی هم تدریس می شه) فرمودم این کره سوراخ نداره ! اما همه چیز ( فرمودم همه چیز نه فقط جن! توضیحات تکمیلیم رو در پست قبل نخواندی) می تونه ازش رد بشه حتی ماده! یعنی یک کره هم سوراخه و هم سوراخ نیست! یعنی هم هست هم نیست! حالا جن و پری از کجا اومد من نمی دونم؟
بحث رو اینجوری ادامه میدم
ایا وجود داشتن افراد غیر مادی معنایی غیر از وجود داشتن افراد مادی میدهند؟
یک ویرگولی , چیزی بذار تا بشه بخونیش!!
منظورم این هست که ایا به نظر شما وجود اینجا یک اشتراک لفظی هست که ما به کار میبریم؟
وجود بسته به تعریف هر فرد تغییر می کند! مثلا در بحث مادی وجود همان ماده هست و دیگر چیزها ناوجود هست اما در بحثی که خانم ازاد انجام دادند (اتفاقا من در ابتدا با او مخالف بودم اما بعدا به اشتباهم پی بردم ) وجود فقط خداست و باقی همه عدم هستند! یعنی دو معنای مختلف از وجود! و در تضاد کامل با هم
و جود معنای مختلفی دارد؟
بله توضیح دادم
وما به هر کدام که وجود داشتن را اطلاق میکنیم یک معنای خاص را در نظر میگیریم؟
بله اینگونه هست! متاسفانه هم تا وقتی که معنای ذهنی از وجود یکسان نشود بحثها واقعا بی فایده هست

منظور من این نیست که یکی میگه ماده موجوده
یکی میگه چی موجوده
منظور من اینه که ایا لفظ وجود چنئ معنا دارد؟
یا یک معنا دارد؟

اما درباره ی اینکه وجود خدا ست
این بحثی عرفانی هست ونه فلسفی
اصلا" این موضوع به کنار چون وقتی بحث موجودات این دنیایی میشود همه موجودند
همه9 در برابر هم هستند
عرفا وقتی میگویند وجود فقط خداست یعنی هخمه چی تجلی اوست نه این که بقیه عدم باشند
این اشتباهه
این دنیا که توهم نیست به هر حال یه چیزی هست وان تجلی اوست
البته این از نظر کسانی هست که عرفانی مینگرند
بحث اصلا" چیز دیگری هست
من میگم که وجود چند معنا دارد؟



51:

یک بحث رو باید جداگانه پرداخته شود
وان میزان تکیه بر دانش ریاضی و دانش تجربی هست
من تاپیک ها رو ببینم اگه در این باره تاپیکی نبود یک تاپیک ایجاد میکنم
چون خیلی به این دانش ها تکیه میشه باید بگم که در فلسفه اینها هیچ ارزشی ندارند

52:

ببنيد در علم فيزيك وجود 4 بعذژد را همگي پذيرقتند و هيچ كس رايشان ان بحثي ندارد
اما در علم رياضي ( در هندسه جهان ) وجود حداقل 11 بعد را لازم دانستند
در مورد مثالش در رياضيات هم من نمي دانم چون در سطح خيلي پيشرفته بحث مي شود!

53:

من نفهمیدم این تاپیک بحث و الگوریتم ریاضیه یا فلسفه و اثبات قضیه؟هر کسی یه ساز میزنه !!!
اگه یه ناواردی بیاد اینجا بنده خدا از خلقت خودش پشیمون میشه؛موضوعتون چیه؟

54:

از یک نفر دیگر که احتمالا رشته اش فلسفه هست پرسیدم و جواب او:
جهان دارای ۳ بـُعد كلان مكانی ( macrodimension) و یك بـُعد ذهنی وقتی
و احتمالا ً ۸ بـُعد ریز مكانی دیگر هست ( microdimension).

برای نشان دادن

جای چیز های بزرگ در مكان ، از اینرو ۳ عدد بس هست و اگر بخواهیم بگوییم
این چیز در چه وقتی هم بوده و یا هست، ۴ عدد نیاز داریم، مثلا ً نادر شاه در كره
زمین .

در خراسان ، در كلات نادری ، در مثلا ً ۵۰۰ سال پیش بوده هست!

ولی مطالعه ی ذرات ریز در تراز ذرات بینادین و زیر اون و سیستم های ریاضی كه
رفتار اونها را نشان میدهد، بطرز شفرمود آوری از ما ١١ بـُعد را خواهان هست كه
همانگونه كه فرمودم، ۳ تای انها ابعادی هستند كه در مهابنگ باز شده و ۷ تای اونها
باز نشده اند.

برای فهم این ابعاد ریز، یك " نی " را در نگر بگیرید كه از دور

مانند یك خط هست و یك بعد بیشتر ندارد و اون درازاست، امّا با ذره بین كه نگاه كنیم،
میبینیم كه یك لوله هست ، یعنی یك بعد های اضافه کرده ی ریز هم میتوانند وجود داشته
باسند كه برای ما بصورت تجربی مشاهده و آشكار نسده بودند چون ما با چیز های
" بزرگ" و بالاتر از تراز مولكولی سر و كار داشته ایم.

از جواب شما هم ممنونم.

55:

تمام بحثهای شم دونفر را میشود با جواب جزیت و کلیت جواب داد نیازی به این مقدمه چینیها نیست؛هر جزی وابسته بهه کلی هست و هیچ کلی جدا از جز نیست

56:

وجود یک معنا بیشتر ندارد
چون ما وقتی میگیم که انسان موجود هست
و وقتی میگوییم که خدا موجود هست
یک معنا را در نظر میگیریم
اصلا" نمیشود که وجود معانی مختلف داشته باشد

57:

سلام
البته من هم منظورم همینه
اما میخواستم ببینم چه جوابی میشنوم

58:

با سلام

قانون تناقض شالوده و پايه ي تمام علوم هست ونميتوان در ان ترديد كرد
چرا كه ترديد در ان با تعطيل عقل مساايشان هست
عقل همواره اين گونه ميفهمد كه چي چيز تنها يك چيز هست.يعني يك چيز نميتواند دو چيز باشد.مثلا" وقتي ميگايشانيم كه علي هست .اورا بين بودن و نبودن تمييز داده ايم و نميتوان فرمود كه هم هست و هم نيست
البته دو قضيه بايد از 9 جهت وحدت داشته باشند تا متناقض باشند
در تناقض هشت وحدت شرط دان
وحدت محمول و موضوع و مكان
وحدت شرط و اضافه ،جزء و كل
قوه و فعل هست و در اخر وقت
البته بعد ها ملاصدرا يك وجه ديگر نيز اضافه ميكند و ان وحدت حمل هست


68 out of 100 based on 53 user ratings 1228 reviews