براي تو دوست خوبم


براي تو دوست خوبم



براي تو دوست خوبم
براي تو دوست خوبم


براي تو دوست خوبم :
براي تو مينويسم با تمام وجودم ؛
امروز برايت از آسمان وابرها ميخواهم بگويم
ميدانم تو هم گاهي دلت مي گيرد
وغمي قلبت را فشار ميدهد
بغض راه گلويت را مي بندد
و شرم مانع از گريستن ات مي شود ؛
ودنبال آرامش هستي تا حداقل دمي تو را از اندوه دور كند ؛
خوب من بازي قشنگي را از بچگي آموختم
بازي با ابرها
هر وقت دلم تنگ بود و دنيا برايم قفسي بود
ونمي خواستم به زمين و زمينيان نگاه كنم
مي نشستم توي حياط و به آسمان نگاه ميكردم
وبا ابرها براي خودم شكل هاو قصه ها مي ساختم
وخود غرق داستان خود مي شدم
لحظه ها سپري مي شد ومن بي خبر از اين همه زمان گذشته شده ...
ودر آخر كه بازي من با ابرها تمام ميشد بلند كه ميشدم حس خوبي داشتم
انگاري دلم مثل آسمان بزرگ وصاف شده بود
همه دشمنانم بخشيده شده بودند و حتي دوستشان داشتم ...
و اين چنين شد كه من عاشق شدم ؛
عاشق آسمان ويك تكه ابر ...

براي تو دوست خوبم

"پونه"



طنز و انواع آن

1:

برای بهترین دوستم:

تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا یرایت خاطره میشم دوستت دارم نه به خاطره انکه دوستم بداری به خاطره انکه لایق دوست داشتنی...


درباره سعدی ، زندگی و آثارش

2:

دوستداشتن سهم ما ازاین دنیای پرازدرد ورنج هست.ومن دوستتدارم بی بهانه


؛ از امـــروز تـــا هـــرگــز ؛

3:

بعضی وقتها چیزی مینویسی فقط برای یک نفر اما،
دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هر کسی ممکن هست اون را بخواند
به غیر از همان یک نفر....


خلــوتکـده یـآر../.

4:

يك شب
يك مهتاب و چند ستاره
ودلي بيتاب
پركرده تمام شبهايم را
وعاشقانه هايي كه
همه ميخوانند جز تو...




"پونه" 08/08/1391


وقتی که قلب هایمان كوچك تر از غصه هایمان میشود ...

5:

امروز كم آوردم
نه قاصدكها كمكم كردند
تا خوب بنايشانسم
نه مترسكها
نه باد و نه آسمان
بغض هم دستم را نگرفت
من ماندم و صفحه ي خالي
و يك دنيا حرف نا نوشته...


"پونه" 22 خرداد ماه 1392


✿بـوسـتـان یـاران ✿ ( اتاق گفتگو )

6:

عجيب هست كه اين انسان به همه چيز عادت مي كند
همه چيز
من نيز عادت كردم...عادت كردم كه از نزديك ترين دوستم دروغ بشنوم
عادت كردم كه در ميان جمع تنها باشم
عادت كردم كه از نزديكترين كسم بي مهري ببينم و سكوت كنم
از دورن مي شكنم و سكوت مي كنم....و انها با سكوتم احمقترم فرض مي كنند
خيالي نيست عادت كردم


سخنانی از کوروش بزرگ *سخنانی که بزرگان راجب او گفته اند

7:

جيرجيركها را مي گايشانم
همان ها كه خواب
از چشمانمان ميگيرند شبها
قلبشان پر از نور خداست
پيمان بسته اند با شب پره ها
پيمان بسته اند با مرغ سحر
هر شب از قبل ¸ اذان
پاي پنجره ام ميخوانند
ُكرُكري را مي گايشانم
كه ما با صداي اذان
مست شده ايم
و تو هنوز خمار
خواب هاي پريشان ات هستي...

"پونه" 26 خرداد ماه 1392


تصاویر نخستین کتاب سال دوم دبستان سال 1339

8:

يك ابر
يك نشانه
من در اين سايشان كرانه
مي مانم در انتظار
نشاني ات را قاصدك داد
ته دنيا آخر ترانه
ومن راهي شدم
بمان تا بيابم ترا بي بهانه ...
"پونه" 08/08/1391

9:

یک همیشه یک هست شاید در تمام عمرش نتوانسته بیش از یک باشد
امابعضی اوقات می تواند خیلی باشد

یک دنیا ،
یک سرنوشت ،یک خاطره ،یک عشق پاک،
و یا یک دوست خوب مثل تو


76 out of 100 based on 56 user ratings 406 reviews