چند سند و روایت معتبر از ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) بیان کنید؟


چند سند و روایت معتبر از ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) بیان کنید؟




    چند سند و روایت معتبر از ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) بیان کنید؟

پاسخ :


آیا تکرار همراه با یقین یک جمله مثبت با هر زبانی و هر دین و مسلکی ولو برای انسانهای بی

1:



هفت طبقه آسمانها و زمین چیست و چرا با اینکه خداوند بارها از آن اسم برده شرح نداده شده

در اینکه متعه در ایام حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله مشروع بوده هست هیچ شکی نیست : در این زمینه این کثیر سنی مذهب می گوید: ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام، هیچ شکی در این نیست که متعه در ابتدای اسلام جایز بوده هست .


تضاد عملکردی صلح امام حسن(ع) و جنگ امام حسین(ع) چگونه قابل رفع است؟
(تفسیر ابن کثیر ج1 ص475).


دلایل تحریف تورات و انجیل و عدم تحریف قرآن را بگویید؟


جریان سلمان فارسی و ادیان مختلف داشتن و در آخر مسلمان شدن را شرح دهید؟
برای اثبات حلیت متعه و وجود اون در وقت پیامبر صلی الله علیه و آله از قراون کریم و روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله چند نمونه ذکر می شود:

بنده در شرکت شغلی دارم که باید از مهر زیاد استفاده کنم به همین دلیل در هنگام وضو گرفتن
1- کلام خداوند متعال :

می خواستم بدانم رهبر جامعه اسلامی نائب امام زمان(عج)هستند؟
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِیضَهً) سوره نساء آیه 24 )

تنها زنی که در خانه خدا دفن است، چه نام دارد؟
اثبات نزول این آیه در مورد متعه :
الف) کلمات مفسرین در این زمینه:
مفسرین شیعه و سنی در این نکته که نزول این آیه در مورد متعه بوده هست ، تقریبا اتفاق نظر دارند .

و با اثبات این مطلب حلیت متعه در وقت پیامبر ثابت می شود:
1- جمهور علما( مشهور علما) فرموده اند که مراد از این آیه متعه هست که در صدر اسلام بوده هست .

(تفسیر القرطبی ج 5 ص 130 ).
2- و شیعه به همین نظر میل دارند و این آیه یکی از ادله ایشان بر جواز متعه هست ؛ و هستدلال خود را با این مطلب که این آیه در قرائت أبیّ و ابن عباس إلی أجل مسمی بوده هست تایید می نمايند ؛ و کلام در این مطلب مشهور هست .

ما نیز در این مطلبی بحثی نداریم که متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد .

( روح المعانی ج5/ص5 ؛ تفسیر ابن کثیر ج1/ص475)
در کتب ذیل همین مطلب به بیان های مختلف آمده هست : فتح القدیر ج 1 ص499 - جامع البیان ج 5 ص18 بتحقیق صدقی جمیل العطار چاپ دار الفکر بیروت - تفسیر أبی حیّان ج 3 ص 218- در المنثور ج2 ص140، چاپ مطبعه الفتح جدّه - نواسخ القراون ابن الجوزی ص 124- تفسیر الثعالبی ج 2 ص215 - تفسیر الرازی ج3 ص200
ب) قرائت بسیاری از بزرگان صحابه:
طبق روایات اهل سنت ، بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین مانند ابن عباس و ابی بن کعب و مجاهد و سعید بن جبیر و ابن مسعود و سدی و دیگران این آیه را چنین قرائت می کرده اند: فَمَا هستَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إلیَ أجَلٍ مُسَمًّی فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ :
1- شنیدم ابانضره را که می گوید بر ابن عباس این آیه را خواندم که زنانی را که ایشان ایشان را متعه کرده اید پس اجر ایشان را به عنوان واجب وفریضه به ایشان بدهید .

ابن عباس فرمود زنانی را که ایشان را متعه کرده اید تا وقت معین، ابو نضره فرمود: ما اون را چنین نمی خوانیم .ابن عباس فرمود قسم به خداوند که خدا اون را چنین نازل کرد .

این حدیث بنا بر نظر مسلم (در بحث شروط صحت حدیث) صحیح هست( المستدرک على الصحیحین ج2 ص334 شماره 3192)
2- نهی عُمر از دو متعه حلال
از اموری که دلالت بر حلیت متعه می کند ، کلام عمر بن الخطاب هست که فرمود : دو متعه در وقت رسول خدا حلال بود .

من از اون دو نهی می کنم و بر(انجام دادن) اون دو عقاب می نمایم .


همین اقدام عمر نشان می دهد که در وقت پیامبر متعه وجود داشته هست.
مدارک این روایت در کتب اهل سنت :
سرخسی در دو کتاب خود این روایت را از جمله روایاتی می داند که با سند صحیح از عمر نقل شده هست :
با روایت صحیح از عمر نقل شده هست که وی امت را از متعه نهی کرد ، پس فرمود : دو متعه در وقت رسول خدا صلی الله علیه وآله حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع (المبسوط للسرخسی ج4 ص27 - أصول السرخسی ج2 ص6)
همین روایت در کتب ذیل نیز نقل شده هست :
مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519 - المغنی ج7 ص136چاپ دار الفکر 1405- أحکام القراون للجصاص ج1 ص347 چاپ دار احیاء التراث العربی - تفسیر القرطبی ج2 ص392 - تذکره الحفاظ ج1 ص366 - التفسیر الکبیر ج5 ص130 چاپ اول دار الکتب العلمیه بیروت - بدایه المجتهد ج1 ص244 چاپ دار الفکر بیروت - وفیات الأعیان وأنباء أبناء الوقت ج6 ص150 دار الثقافه لبنان
ماجرای یحیی بن اکثم و این روایت :
در همین زمینه روایتی از یحیی بن اکثم نقل شده هست که جالب توجه هست :
یحیی بن أکثم به یکی از شیوخ در بصره فرمود در جواز متعه از چه کسی تبعیت می کنی ؟ فرمود از عمر .

سوال کرد که چگونه و حال اونکه عمر از سخت گیر ترین امتان در مورد متعه بود .

فرمود چون روایت صحیح می گوید که وی بالای منبر رفت و فرمود خداوند و رسول وی متعه را حلال کردند و من اون را بر شما حرام می کنم و برای اون عقوبت ؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت اون از نظر خدا و رسولش) قبول کردیم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم .

(محاضرات الأدباء ج3 ص214 )
ماجرای مامون خلیفه عباسی و این روایت :
همچنین مأمون خلیفه عباسی نیز ماجرای جالبی در مورد این روایت دارد :
نقل شده روزی مامون دستور داد تا در بین امت به حلیت متعه ندا دهند (یعنی بگویند که متعه رسما حلال هست ) .

محمد بن منصور و ابو العیناء از فقهای دربار وی بر وی داخل شدند تا شاید نظر وی را بر گردانند.

در حالیکه وی با عصبانیت مشغول مسواک کردن بود ، کلام عمر را ذکر کرده و فرمود : دو متعه در وقت رسول خدا و ابو بکر بود و من اون دو را حرام می کنم !!! تو که هستی ای چپ چشم ( کنایه از کسی که به مطالب با دید درست نگاه نمی کند) تا از اونچه که رسول خدا و ابوبکر انجام داده اند نهی کنی؟
پس محمد بن منصور خواست با وی سخن بگوید اما ابو العیناء به وی فرمود کسی که صراحتا در مورد عمر چنین سخن می گوید ما به وی چه بگوییم؟ در این هنگام یحیی بن اکثم بر وی وارد شده و با وی خلوت کرد و اونقدر با وی سخن فرمود تا وی را از این نظر باز گرداند .

)تاریخ بغداد ج 14 ص 203- تاریخ مدینه دمشق ج 64 ص 71- تهذیب الکمال ج 31 ص 214- وفیات الأعیان ج 5 ص 197)
3- روایات دال بر حلیت متعه در کتب اهل سنت:
در بسیاری روایات می بینیم که صحابه صراحتا می گویند که ایشان در وقت رسول خدا ، ابو بکر و قسمتی از دوران خلافت عمر متعه می کرده واون را جایز می دانسته اند :
از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می فرمود : ما در وقت رسول خدا و ابو بکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم .

تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از اون نهی کرد .(صحیح مسلم ج2 ص 1023 باب نکاح المتعه؛ الجمع بین الصحیحین ج2 ص399 - سنن البیهقی الکبرى ج7 ص237 - مسند أبی عوانه ج3 ص33- مصنف عبد الرزاق ج7 ص500 - معرفه السنن والآثار ج5 ص375 - التمهید لابن عبد البر ج10 ص112 - عون المعبود ج6 ص101 ؛ وشبیه همین روایت در مسند احمد وکتب دیگر ذکر شده هست : مسند أحمد بن حنبل ج1 ص52 و ج3 ص325 و...

)
4- کلام امیر مومنان و ابن عباس : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بدبخت زنا نمی کردند :
این مطلب را ابن جریر طبری و سیوطی در تفسیرشان از امیر مومنان علی علیه السلام نقل می نمايند که فرمود: لولا أنّ عمر رضی اللّه عنه نهى عن المتعه ما زنى إلاّ شقی.

اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بد بخت زنا نمی کردند ( بلکه به متعه رو می آوردند) (تفسیر الطبری ج5 ص13 چاپ دار الفکر بیروت - الدر المنثور ج2 ص486 دار الفکر بیروت ؛عبد الرزاق نیز شبیه همین مطلب را از امیر مومنان در المصنف ج7 ص500 شماره14029 نقل می کند وقرطبی نیز در تفسیرش ج 5 ص 130 (چاپ دار الشعب قاهره) شبیه همین مطلب را از ابن عباس نیز نقل می کند .) این روایت نیز نشان می دهد که از وقت رسول خدا تا وقت خلیفه دوم متعه وجود داشته هست.
5.

انجام متعه از سوی بسیاری از صحابه و تابعین رسول خدا:
در این زمینه نقل شده: گروهی از سلف بر حلیت متعه سپس رسول خدا صلی الله علیه وآله باقی ماندند .

در بین ایشان از صحابه اسماء دختر ابو بکر هست وجابر بن عبد الله الانصاری و ابن مسعود و ابن عباس ومعاویه وعمرو بن حریث و ابو سعید خدری و سلمه ومعبد فرزندان امیه بن خلف .


جابر نظر به حلیت متعه را در وقت رسول خدا از همه صحابه نقل کرده هست .

و نیز در وقت خلافت ابو بکر و نیز مدتی در وقت عمر تا اواخر خلافتش ( که طبق روایات خود اهل سنت سپس اون از متعه نهی کرد)و در مورد اعتقاد ابن زبیر به حلال بودن اون اختلاف شده هست .

نیز از علی در مورد اون سکوت وتوقف در نظر دادن نقل شده هست .

و از عمر نیز نقل شده هست که تنها وقتی در مورد متعه اشکال می گرفت که دو شاهد در اون حاضر نباشند ، اما اگر دو شاهد شهادت دادند اون را جایز می دانست .

(المحلى ج 9 ص 519)
اما صحابه ای که متعه کرده و یا اون را جایز می دانسته اند:
ما اکنون فهرستی از اسامی بعضی از کسانی را که در کتب اهل سنت ، قول به حلیت متعه از ایشان نقل شده هست و در وقت رسول خدا یا سپس ایشان متعه کرده اند ذکر می کنیم:
جابر بن عبداللَّه انصاری :
صحیح مسلم ج2 ص1022 باب نکاح المتعه چاپ دار إحیاء التراث العربی بیروت ؛ مصنف عبد الرزاق ج7 ص499 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت؛ عمده القاری ج17 ص 246 باب غزوه خیبر چاپ دار إحیاء التراث العربی بیروت ؛شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه و...


عمران بن حصین خزاعی :
صحیح بخاری ج 4 ص 1642 چاپ دار ابن کثیر بیروت 1407 کتاب التفسیر باب فمن تمتع بالعمره إلی الحج (بقره أیه 196) ؛ مسند أحمد بن حنبل ج4 ص 436 چاپ موسسه قرطبه مصر ؛ المحبر ص 289 باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی ؛ التفسیر الکبیر ج10 ص41 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت سوره نساء ذیل آیه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً؛ تفسیر قرطبی ج5 ص 133چاپ دار الشعب قاهره
ابو سعید خدری :
المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت ؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه؛ عمده القاری ج17 ص 246 باب غزوه خیبر چاپ دار إحیاء التراث العربی بیروت
عبداللَّه بن مسعود :
المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت ؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه
سلمه بن اکوع :
المحبر ص 289 باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی ؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه ؛ مصنف عبد الرزاق ج7 ص 498 ش 14023 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت ؛ کنز العمال ج 16 ص 219 ح 45731 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام :
التفسیر الکبیر ج10 ص43چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ذیل آیه متعه سوره نساء (روایت نهی عمر از متعه به نقل ازامیر مومنان): الدر المنثور ج2 ص486 دار الفکر بیروت - تفسیر الطبری ج 5 ص13 چاپ دار الفکر بیروت - المصنف ج7 ص500 شماره 14029 - کنز العمال ج16 ص219ح &rlm 45728 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ابن حزم نیز می گوید در مورد متعه از امیر مومنان روایات مختلفی نقل شده هست (بعضی جواز و بعضی حرمت): المحلى ج9 ص 520 چاپ دار الآفاق بیروت
سعد بن أبی وقاص:
صحیح مسلم ج2 ص 898 کتاب الحج باب جواز التمتع چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت ؛ مسند أحمد بن حنبل ج1 ص181 چاپ موسسه قرطبه مصر و...


عمرو بن حریث (حویرث) :
المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت ؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه ؛مصنف عبد الرزاق ج7 ص 497 ش 14021 و ص 499 ش 14025 و ص500 ش 14028 و 14029 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت؛ کنز العمال ج 16 ص 217 ح 45712 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ؛ فتح الباری ج9 ص172چاپ دار المعرفه بیروت ؛ أخبار المدینه ابن شبه ج1ص 381 ش 1194چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
معاویه بن ابی سفیان:
معاویه در ماجرای فتح مکه اسلام آورد .

وی در وقت فتح طائف ، زنی به نام معانه را متعه نمود .

این زن ، تا وقت خلافت معاویه زنده ماند و معاویه همه ساله هدایایی برای وی می فرستاد .

پس ادعای حرمت متعه در فتح خیبر یا سپس اون و حتی در ماجرای فتح مکه نمی تواند صحیح باشد .


المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه؛ مصنف عبد الرزاق ج7 ص 497 ش 14021 و ص 499 ش 14026 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت
سلمه بن أمیّه:
مصنف عبد الرزاق ج7 ص 498 ش 14024 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت؛ جمهره انساب العرب ابن حزم ذیل بحث بنو جمح ؛ الإصابه حرف السین المهمله القسم الأول ؛ المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت
فضاله بن جعفر بن أمیه:
أخبار المدینه ابن شبه ج1ص 381 ش 1194چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
ربیعه بن أمیه:
موطأ مالک ج2 ص542، ح&rlm1130 باب نکاح المتعه چاپ دار احیاء التراث العربی مصر ؛ الدر المنثور ج2 ص486 چاپ دار الفکر بیروت ؛ سنن البیهقی الکبرى ج7 ص206 ش 13950 باب نکاح المتعه چاپ مکتبه دار الباز مکه ؛ الإصابه فی تمییز الصحابه ج2 ص521 چاپ دار الجیل بیروت ؛ کنز العمال ج 16 ص 217 ح 45717 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت؛ أخبار المدینه ابن شبه ج1ص 382 ش 1197چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
معبد بن أمیه:
المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت؛ مصنف عبد الرزاق ج7 ص 499 ش 14027 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت
عبد الله بن أبی عوف بن جبیره:
أخبار المدینه ابن شبه ج1ص 381 ش 1194چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
عمرو بن حوشب:
مصنف عبد الرزاق ج7 ص 500 ش 14031 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت
أبی بن کعب:
وی از کسانی بود که آیه متعه را به صورت إلی أجل مسمی (یعنی صریح در حلیت متعه) قرائت می کرد:
التفسیر الکبیر ج10 ص43 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ؛ الدر المنثور ج2 ص484 چاپ دار الفکر بیروت؛ تفسیر الطبری ج5 ص13 چاپ دار الفکر بیروت ؛ فتح القدیر ج1 ص449 چاپ دار الفکر بیروت ؛ نیل الأوطار ج6 ص270 چاپ دار الجیل بیروت و...


زید بن ثابت :
المحبر ص 289 باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی
اسماء دختر ابوبکر:
المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت ؛ شرح الزرقانی ج3 ص 199 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت کتاب النکاح باب نکاح المتعه ؛ در محاضرات الأدباء راغب ج2 ص234 - باب جواز المتعه چاپ دار القلم بیروت- آمده هست :ابن زبیر به ابن عباس فرمود : چرا فتوای به حلیت متعه می دهی ؟ جواب داد از مادرت (أسماء) بپرس که چگونه تو را حامله شد .

پس سوال کرد ؛ وی جواب داد تو را به دنیا نیاوردم مگر از متعه.

همین مطلب به صورت خلاصه در کتب ذیل آمده هست : زاد المعاد ج2 ص206 چاپ موسسه الرساله بیروت و التمهید لابن عبد البر ج8 ص 208 و الاستذکار ابن عبد البر ج4 ص61 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ؛ سنن البیهقی الکبرى ج7 ص205 ش 13943 باب نکاح المتعه چاپ مکتبه دار الباز مکه ؛ جمهره خطب العرب ج2 ص 125 چاپ المکتبه العلمیه بیروت ؛سمط النجوم العوالی ج3 ص237 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
امّ عبداللَّه بنت ابی خیثمه:
کنز العمال ج 16 ص 218 ح 45726 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
سعد بن أبی سعد بن أبی طلحه:
أخبار المدینه ابن شبه ج1ص 381 ش 1194چاپ دار الکتب العلمیه بیروت
عبداللَّه بن عباس بن عبد المطّلب :
صحیح مسلم ج2 ص 1028 ش 1407 باب نکاح المتعه چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت ؛ مصنف عبد الرزاق ج7 ص 497 ش 14021 و ص499 ش 14027 و ص 501 ش 14032 و ص 502 ش 14033 و 14035 باب المتعه چاپ المکتب الإسلامی بیروت ؛ المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت ؛ المحبر ص 289 باب من کان یری المتعه من أصحاب النبی؛ التفسیر الکبیر ج10 ص43 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ؛ الدر المنثور ج2 ص484 چاپ دار الفکر بیروت .
با این وجود دیگر جای شک و شبهه ای باقی نمی ماند که متعه در وقت پیامبر و حتی سپس ایشان بوده هست و فقط عمر به سلیقه خود اون را حرام کرده هست.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 17 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:40 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 86 user ratings 286 reviews